تاج الدين احمد وزير

20

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

نسيم سحرى حكايت كند اتّحاف مىشود و هرچند از راه صورت به محاورهء روح‌بخشى مشرّف نشده امّا به حكم تعارف ارواح كه بالا [ ى ] تقارب اشباحست و الأرواح جنود مجنّدة « 1 » . الحديث ، و به مقتضى ، و الأذن تعشق قبل العين ، أحيانا آرزومند و مشتاق حضور مبارك مىباشد و به يمن همّت عالى استظهار يابد و يقين كه آثار آن دنيا و دينا شامل حال و مآل و مثمر نجح أمانى و درك آمال باشد إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ « 2 » و از حضرت « 3 » واهب المواهب عزّ شأنه و عظم سلطانه حصول سعادت « 4 » التقاء مىخواهد اميدوار كه به ايجاب و قبول مقرون و موصول گردد إنّه قَرِيبٌ مُجِيبٌ « 5 » چون كلمات شريف كه در طىّ عبارت لطيف آورده بودند و الفاظ رصين و معانى بديع و إشارات شوق انگيز و استعارات ذوق‌آميز كه با همديگر تلفيق داده مطالعه رفت از ملهم عقل به گوش هوش رسيد كه خرد چو معنى باريك و لفظ خوبش ديد * چه گفت ؟ گفت : زهى ازدواج غثّ و سمين * 527 * و نصايح خوب كه از منشأ صدق و صفا انبعاث يا در اندرون به نوعى اثر كرد كه معنى ، سخن كز جان برون آيد * نشيند لاجرم در دل ظاهر مأمول « 6 » همين است كه على مرّ الأيّام طريق مكاتبات و مراسلات گشاده داشته پيوسته احوال سلامت إعلام دهند تا موجب طمأنينه گردد و سوانح مهمات و ملتمسات رجوع فرمايند تا در اتمام آن مراسم إخلاص و صداقت « 7 » و اعتقاد و ارادت

--> ( 1 ) بحار الانوار 2 / 265 باب 32 . ( 2 ) قرآن كريم سوره سبأ ( 34 ) قسمتى از آيه 50 . ( 3 ) حضرة . ( 4 ) سعادة . ( 5 ) قرآن كريم سوره هود ( 11 ) قسمتى از آيه 61 . ( 6 ) در اين موضع يك كلمه محو شده است و مأمول سياقا انتخاب گرديده است . ( 7 ) صداقة .